گزارش عملکرد؛ از تولید محتوا تا حرفی برای گفتن

در دو پست گذشته درباره تولید محتوا و آموزش غر زدم.

در پست اول از این گفتم که نگاه تولیدمحور می‌تواند هدف را از تخصص و حل مسئله جدا کند و ما را به سمت کاری تکراری و سطحی ببرد. در پست دوم هم از آموزش گفتم. آموزشی که ذاتا کار ارزشمندی است، اما وقتی صرفا به ابزاری برای دیده شدن تبدیل می‌شود، می‌تواند خودش به بخشی از همان خط تولید تبدیل شود.

خب اگر نه می‌خواهم صرفا تولید کننده محتوا باشم و نه می‌خواهم چیزی را فقط برای دیده شدن آموزش بدهم، پس چه کنم؟

اگر نخواهیم درگیر همین بازی تولید محتوا شویم و همچنین نخواهیم خودمان را به سیاق کسانی که هنوز چیزی نمی‌دانند اما می‌خواهند به دیگران راه سعادت را آموزش بدهند تبدیل کنیم، شاید لازم باشد به سطحی عمیق‌تر برویم.

ما می‌توانیم از نوشتار و گفتار استفاده کنیم.

گفتار و نوشتار هر کسی، بخشی از افکار و رفتار او را هم با خودش حمل می‌کند.

می‌توان گفت گفتار و نوشتار هرکسی، نوعی «گزارش عملکرد» او در زندگی است.

وقتی کسی در مهمانی خانوادگی درباره سیاست نظر می‌دهد، اقتصاد را تحلیل می‌کند یا از کاسبی و بازار حرف می‌زند، به نوعی دارد گزارش عملکرد خودش را بازگو می‌کند.

چه کرده؟

چه دیده؟

چه خوانده؟

چه یاد گرفته؟

به چه چیزی فکر کرده؟

به چه نتیجه‌ای رسیده؟

حتی شاید بتوانیم اشعار خیام را نوعی گزارش عملکرد زندگی او بدانیم.

یا کسی که از سر تفنن و کنجکاوی تاریخ کشورهای شرق آسیا را خوانده و آموخته‌هایش را برای دوستانش تعریف می‌کند. او لزوما تولید کننده محتوا نیست. دارد گزارش عملکرد خودش را ارائه می‌دهد.

شاید تفاوت در همین باشد.

من نمی‌خواهم چیزی را صرفا برای این که چیزی تولید کرده باشم تولید کنم.

اگر چیزی می‌نویسم، می‌خواهم حاصل چیزی باشد که دیده‌ام، خوانده‌ام، تجربه کرده‌ام، درباره‌ش فکر کرده‌ام یا ساخته‌ام.

اگر قرار است حرفی بزنم، ترجیح می‌دهم گزارش عملکرد خودم باشد، نه دستورالعمل زندگی دیگران.

شاید به جای عبارت «تولید محتوا» بهتر باشد بگوییم «گزارش عملکرد». گزارش چیزی که از من عبور کرده و به کلمه تبدیل شده.

دیدگاهتان را بنویسید